بسم الله الرحمن الرحیم
سیدعباس واسعی کاشانیدوشنبه - 27 جولای 2015

«الحمد لله الذى جعلنا من المتمسكین بولایة امیرالمؤمنین و الائمه علیهم السلام ‏»

 

آیه اکمال دین و اتمام نعمت که شیعه با آن به ولایت و امامت امیرالمومنین علیه السلام استدلال می کند در میان آیات حلال و حرام آمده است،با این وجود ممکن است شخصی بگوید که اصلا این آیه در مورد کامل شدن بحث احکام است و اینکه شما آیه ای که در میان بیان حلال و حرام آمده و اصلا ربطی به مسئله جانشینی ندارد را چرا بدین عنوان مطرح و تفسیر می نمایید؟
علمای بزرگ شیعه از دیر باز بر این مطلب واقف بوده و بوسیله دلایل قطعی و روایات وارد شده از طریق خود اهل سنت و نیز شیعیان بدین شبهه پاسخ گفته اند و اینکه آنچه مانند شعاع نور خورشید روشن است آن است که نه فقط این آیه، آیات بسیار و احادیث فراوانی در اثبات خلافت و ولایت مولای متقیان وارد شده که مضمون آن مورد قبول فریقین می باشد.

آيه ۳سوره مائده:

حُرِّمَت عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَ الدَّمُ وَ لحَْمُ الخِْنزِيرِ وَ مَا أُهِلَّ لِغَيرِ اللَّهِ بِهِ وَ الْمُنْخَنِقَةُ وَ الْمَوْقُوذَةُ وَ الْمُترَدِّيَةُ وَ النَّطِيحَةُ وَ مَا أَكلَ السبُعُ إِلا مَا ذَكَّيْتُمْ وَ مَا ذُبِحَ عَلى النُّصبِ وَ أَن تَستَقْسِمُوا بِالأَزْلَمِذَلِكُمْ فِسقٌ الْيَوْمَ يَئس الَّذِينَ كَفَرُوا مِن دِينِكُمْ فَلا تخْشوْهُمْ وَ اخْشوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْت لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتمَمْت عَلَيْكُمْ نِعْمَتى وَ رَضِيت لَكُمُ الاسلَمَ دِيناًفَمَنِ اضطرَّ فى مخْمَصةٍ غَيرَ مُتَجَانِفٍ لاثْمٍفَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ‏

گوشت مردار و خون و گوشت خوك و حيواناتى كه به غير نام خدا ذبح شوند و حيوانات خفه شده ، و به زجر كشته شده ، و آنها كه بر اثر پرت شدن از بلندى بميرند ، و آنها كه به ضرب شاخ حيوان ديگرى مرده باشند ، و باقيمانده صيد حيوان درنده ، مگر آنكه ( به موقع بر آن حيوان برسيد و آنرا سر ببريد) و حيواناتى كه روى بتها ( يا در برابر آنها ) ذبح شوند ( همگى ) بر شما حرام است و ( همچنين ) قسمت كردن گوشت حيوان بوسيله چوبهاى تير مخصوص بخت‏ آزمایى ، تمام اين اعمال فسق و گناه است – امروز كافران از ( زوال ) آئين شما مايوس شدند ، بنابراين از آنها نترسيد و از ( مخالفت ) من بترسيد ، امروز دين شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تكميل نمودم و اسلام را به عنوان آئين ( جاودان ) شما پذيرفتم-اما آنها كه در حال گرسنگى دستشان بغذاى ديگرى نرسد و متمايل به گناه نباشند ( مانعى ندارد كه از گوشتهاى ممنوع بخورند ) خداوند آمرزنده و مهربان است .

پاسخ  اجمالی:

دو مطلب جداى از هم در اين آيه بيان شده است، يك مطلب مربوط به تحريم گوشت‏هاى حرام، مگر در موارد اضطرارى و مطلب ديگر مربوط به كامل شدن دين و يأس كفّار كه اين قسمت كاملاً مستقلّ است، به چند دليل:

الف: يأس كفّار از دين، به خوردن گوشت مردار يا نخوردن آن ارتباطى ندارد.

ب: رواياتى كه از طريق شيعه و سنى در شأن نزول آيه آمده، در مقام بيان جمله ‏ى «اليوم يئس الّذين كفروا» و «أليوم اكملت لكم دينكم» است، نه مربوط به جملات قبل و بعد آن، كه درباره احكام مردار است.

ج: طبق روايات شيعه وسنّى، اين قسمت از آيه: «اليوم اكملت…» پس از نصب علی ابن ابى‏ طالب‏ عليهما السلام به امامت در غديرخم نازل شده است.

د: غير از دلائل نقلى، تحليل عقلى نيز همين را می رساند، چون چهار ويژگى مهم براى آن روز بيان شده‏ است: ۱- روز يأس كافران، ۲- روز كمال‏ دين، ۳- روز اتمام ‏نعمت االهى بر مردم، ۴- روزى كه اسلام به عنوان «دين» و يك مذهب كامل، مورد پسند خدا قرار گرفته است که بر همین موضوع دلالت دارد. (تفسیرنور)

 اليوم يئس الذين كفروا من دينكم و ارتباطش با قسمت اول آیه:

علامه طباطبایی در تفسیر المیزان در این رابطه می نویسند: امر اين آيه شريفه در قرار گرفتنش در اين جاي خاص و سپس دلالتش بر معنا، عجيب است، براي اينكه اگر در صدر آيه يعني جمله: حرمت عليكم الميتة والدم … ذلكم فسق دقت كني، و آنگاه ذيل آن را بر آن اضافه نمائي كه مي‏فرمايد: فمن اضطر في مخمصة غير متجانف لاثم فان الله غفور رحيم خواهي ديد كه آن صدر براي خود كلامي است تام، و اصلا در افاده معنا هيچ حاجتي و توقفي بر آيه: اليوم يئس الذين كفروا من دينكم … ندارد ، و جان كلام اينكه از اين راهي كه گفتيم به خوبي متوجه مي‏شوي كه آيه شريفه آيه‏ اي است كامل ، (همانطور كه آيات سوره‏ هاي انعام و نحل و بقره كه بيانگر محرمات از خوردنيها قبلا نازل شده بودند ، در إفاده معنايش مستقل و كامل بودند‏) از اين تماميت آيه نتيجه مي‏گيريم كه پس آيه : اليوم يئس الذين كفروا … كلامي است معترضه ، كه در وسط اين آيه قرار گرفته ، و لفظ آيه در فهماندن معنايش هيچ حاجتي به اين جمله نداشت ، حال چه اينكه بگوئيم آيه معترضه از همان اول نزول در وسط دو آيه جاي گرفته ، و يا بگوئيم : رسول خدا (صلي ‏الله ‏عليه ‏و آله ‏وسلّم‏) به نويسندگان وحي دستور فرموده كه در آنجا جايش دهند ، با اينكه نزول هر سه پشت سر هم نبوده و يا بگوئيم هنگام نزول با آن دو آيه نازل نشده ، و رسول خدا (صلي‏ الله‏ عليه‏ وآله‏ وسلّم‏) هم دستور نداده كه در آنجا قرارش دهند ، ولي نويسندگان وحي در آنجا قرارش داده‏ اند ، چون هيچ يك از اين چند احتمال اثري در آنچه ما گفتيم ندارد ، هر چه باشد بالاخره اين جمله ، جمله‏ اي است معترضه كه نه با صدر آيه ارتباطي دارد ، و نه با ذيلش .

مؤيد گفتار ما بيشتر – اگر نگوئيم همه – رواياتي است كه در شان نزول وارد شده ، و اتفاقا روايات زيادي هم هست ، كه متعرض شان نزول جمله مورد بحث شده ، و نامي از اصل آيه نبرده ، واضح‏تر بگويم ، شان نزول جمله : اليوم يئس الذين كفروا … را متعرض شده، و نامي از آيه: حرمت عليكم الميتة … ، به ميان نياورده، و اين خود مؤيد آن است كه جمله: اليوم يئس الذين كفروا … مستقل و جداي از صدر و ذيل آيه نازل شده ، و قرار گرفتن اين جمله در وسط آيه مذكور يا مستند به تاليف رسول خدا (صلي‏ الله‏ عليه‏ وآله‏ وسلّم‏) است ، و يا به تاليف مؤلفين بعد از رحلت آن جناب است .

منظور از کلمه” الیوم” چه روزی است؟

اقوالی در مورد منظور “الیوم” مطرح است :

الف.روز بعثت

بعضى گفته‏ اند كه مقصود از «اليوم‏» بايد همان روز بعثت پيغمبر باشد به این سخن جواب داده ‏اند كه شما اين سخن را به قرينه رضيت لكم الاسلام دينا می گوييد، اين درست است در صورتى كه جملات قبلش نبود زيرا صحبت اين است كه من امروز دين را به پايان رساندم و نعمت را به حد اتمام رساندم، [و حال آنكه] روز بعثت روز شروع اين نعمت بوده است. رضيت لكم الاسلام دينا نيز به اين عنوان است كه حالا كه اسلام كامل شد و نعمت اسلام تمام شد من اين [دين] را به عنوان آن اسلامى كه می خواهم، براى شما پسنديدم. پس «اليوم‏» نمیتواند روز بعثت باشد.

ب. روز فتح مكه

آنكه مراد از كلمه يوم روز بعد از فتح است ، كه خداي تعالي كيد مشركين قريش را باطل و شوكتشان را شكست ، و بنيان دين بت پرستيشان را منهدم و بت‏هايشان را خرد نمود، و اميدشان را از اينكه يك روز ديگر روي پاي خود بايستند و در مقابل اسلام صف آرائي نموده از نفوذ اسلام و انتشار آن جلوگيري كنند قطع فرمود .

اين احتمال نيز درست نيست زيرا آيه شريفه دلالت به اكمال دين دارد ، و ما مي‏دانيم كه بعد از فتح مكه دين خدا كامل و نعمتش تمام نشده بود ، چون فتح مكه در سال هشتم هجرت اتفاق افتاد و بسياري از واجبات ديني اسلام بعد از اين سال نازل شد و بسياري از حلالها و حرامها بين فتح مكه و بين درگذشت رسول خدا (صلي‏ الله ‏عليه‏ و آله‏ و سلّم‏) تشريع گرديد .

ج. روز قرائت ‏سوره برائت به وسيله امير المؤمنين در منى

يا مراد از كلمه يوم بعد از آيات سوره برائت است، و آن زماني است كه اسلام تقريبا بر شبه جزيره عرب گسترش يافته ، آثار شرك از بين رفته، سنن جاهليت بمرد، زماني كه ديگر مسلمانان در معابد و معاهد دين و از آن جمله در مناسك حج احدي از مشركين را نمي‏ ديدند، كه مراسم شرك را انجام دهد، روزگاري كه دنيا به كام مسلمين شد، و خدا آن خوف و دلواپسي كه مسلمين داشتند را مبدل به امنيت كرد، و ديگر هيچ چيزي را شرك خدا ندانستند. اين احتمال هم به هيچ وجه قابل قبول نيست زيرا مشركين عرب هر چند كه بعد از نزول سوره برائت و بر چيده شدن بساط شرك از دين مسلمانان مايوس شدند، و رسوم جاهليت محو شد، الا اينكه دين اسلام هنوز كامل نشده بود، چون فرائض و احكامي بعد از سوره برائت نازل شد ، از آن جمله فرائض و احكامي است كه در سوره مائده آمد ، و مفسرين اتفاق دارند بر اينكه سوره مائده در اواخر عمر رسول خدا (صلي ‏الله ‏عليه ‏و آله ‏و سلّم‏) نازل شده ،و همه مي‏دانيم كه بسياري از احكام حلال و حرام و حدود و قصاص در اين سوره است.

پس با نادرست بودن اين سه احتمال، لا جرم و به ناچار بايد بگوئيم مراد از اين كلمه يك روز معيني است ، روزي است كه خود اين آيه در آن روز نازل شده ، و قهرا روز نزول اين سوره است.

روز نزول آیه اکمال:

شيعه در اينجا يك بيانى دارد كه مدعى است هم مضمون آيات، آن را تاييد می‏كند و هم تاريخ. پس مطلب در دو قسمت بايد بحث‏ شود، يكى اينكه مضمون آيات تاييد میكند و ديگر اينكه تاريخ تاييد میكند.

اگر بخواهیم قسمت دوم را بحث كنیم يك مساله تاريخى خيلى مفصلى است.

اغلب كتابهايى كه در اين مورد نوشته‏ اند بيشتر روى اين جهت تكيه كرده ‏اند كه از جنبه تاريخى و از جنبه حديثى ثابت كنند كه آيه‏ اليوم يئس الذين كفروا من دينكم فلا تخشوهم و اخشون اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى و رضيت لكم الاسلام دينا در غدير خم نازل شده است. كتاب الغدير همين مطلب را ثابت میكند. گذشته از كتب حديث، در مورد مورخين هم همين طور است. قديمی ترين كتاب تاريخى اسلام از كتابهاى تاريخ عمومى اسلامى و از معتبرترين كتابهاى تاريخ اسلامى كه شيعه و سنى آن را معتبر میشمارند كتاب تاريخ يعقوبى است. مرحوم دكتر آيتى هر دو جلد اين كتاب را ترجمه كرده‏ اند. كتاب بسيار متقنى است و در اوايل قرن سوم هجرى نوشته شده است. ظاهرا بعد از زمان مامون و حدود زمان متوكل نوشته شده. اين كتاب كه فقط كتاب تاريخى است و حديثى نيست، از آن كتابهايى است كه داستان غدير خم را نوشته است.كتابهاى ديگرى – كه آنها را هم اهل تسنن نوشته‏ اند – نيز حادثه غدير خم را ذكر كرده‏ اند.

پیامبرصلی الله علیه وآله هنگامى كه به غدير خم كه نزديك جحفه (از جنبه قرائن موجود در آيه) است رسيدند، قافله را متوقف و اعلام كردند كه می‏خواهم درباره موضوعى با مردم صحبت كنم.(اين آيه‏ ها نيز در آنجا نازل شد.)بعد دستور دادند كه منبرى برايش درست كنند.از جهاز شتر و چيزهاى ديگر مركز مرتفعى ساختند.

حضرت رفت بالاى آن و مفصل صحبت كرد: «الست اولى بكم من انفسكم؟قالوا: بلى‏» .

آنگاه فرمود: «من كنت مولاه فهذا على مولاه‏» .بعد از اين بود كه اين آيه نازل شد: اليوم يئس الذين كفروا من دينكم فلا تخشوهم و اخشون اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى.

برخی از احادیث اهل سنت در شان نزول آیه اکمال:‏

ابوجعفر محمد پسر جریر طبری (م ۳۱۰ هـ) در کتاب الولایة، به سندش از زید پسر ‏ارقم که گفت: «آیه‌ی اکمال دین در روز غدیرخم درباره‌ی امیر المؤمنین علی (ع) نازل شد».‏

ابوالقاسم حاکم حسکانی به سندش از ابوسعید خدری که گفت: «چون آیه اکمال نازل شد، ‏فرستاده خدا صلی‌الله علیه وآله و سلم فرمود: «الله اکبر… و ولایت علی بن‌ابی‌طالب پس از من» و ‏فرمود: «هر که را من مولای اویم علی مولای اوست، خدایا! دوست بدار هر که را دوست داردش ‏و دشمن باش هر که را دشمنی ورزدش و یاری کن هر که را یاری کندش و خوار ساز هر که را ‏رها سازدش».‏


جلال الدین سیوطی شافعی (م ۹۱۱هـ) در الدرالمنثور ۲/۲۵۹ (۳/۱۹)، از طریق ابن‌مَردوِیه ‏و خطیب بغدادی و ابن‌عساکر همین حدیث را با الفاظی آورده که در روایت ابن‌مردویه آمده است. و ‏در الاتقان ۱/۳۱ (۱/۵۳) گوید: «… آیه اکمال، بنا به سند ابن‌مردویه، از ابوسعید خدری که گفت: ‏در روز غدیرخم نازل شد. و بنا به حدیث ابوهریره که گفت: «آیه اکمال در روز غدیرخم نازل شد ‏و آن، روز هجده ذی الحجه بود که پیامبر صلی‌الله علیه وآله وسلم از حجةالوداع باز می‌گشت…».‏

سوال شیعه؟

سوره مائده به اتفاق شیعه و سنى، آخرین سوره ‏اى است كه بر پیغمبر اکرم نازل شده و این آیات، جزء آخرین آیاتى است كه بر پیامبر نازل شده یعنى در وقتى نازل شده كه پیغمبر (ص) تمام دستورات دیگر را در مدت سیزده سال مكه و ده سال مدینه گفته بوده و این، جزء آخرین دستورات بوده است. شیعه سؤال می‏كند: این دستورى كه جزء آخرین دستورهاست و آنقدر مهم است كه اگر پیغمبر آن را ابلاغ نكند، همه گذشته‏ ها كان لم یكن [هیچ و پوچ] است چیست؟ یعنى شما نمی‏توانید موضوعى نشان بدهید كه مربوط باشد به سال هاى آخر عمر پیغمبر و اهمیتش در آن درجه باشد كه اگر ابلاغ نشود هیچ چیز ابلاغ نشده است. ولى ما می‏گوییم آن موضوع، مساله امامت است كه اگر نباشد، همه چیز كان لم یكن است، یعنى شیرازه اسلام از هم می‏پاشد.

 

کلید واژه ها: ,

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

© تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت نزد "مجمع النور قرآن کریم کاشان" می باشد.