بسم الله الرحمن الرحیم
سیدعباس واسعی کاشانیشنبه - ۴ فروردین ۱۳۹۷

داستان اصحاب اخدود

🌹داستان اصحاب اخدود🌹

قسمت اول

👈ماجراى اصحاب اخدود، و مكافات عمل آن‏ها

🌴در قرآن در سوره بروج، پنج آيه (از آيه ۴ تا ۸) پيرامون ماجراى دردناك شهادت مسيحيان با ايمان، در نجران، كه قبل از ظهور پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم رخ داد آمده است كه به داستان اصحاب اخدود معروف است، نظر شما را به اين سرگذشت، كه از سويى درس ايثار و فداكارى به ما مى ‏آموزد، و از سوى ديگر تابلو واژگونى و مكافات عمل ستمگران شكنجه ‏گر را به ما نشان مى ‏دهد جلب مى‏ كنيم:

🌴تاريخ يهود عنود، پر از جنايات وحشت بار است، يكى از آن جنايات هولناك، سوزاندن حدود بيست هزار نفر از مؤمنان مسيحى نجران در كوره ‏هاى آدم ‏سوزى است كه به وجود آورده بودند. توضيح اين كه:

🌴ذونواس آخرين طاغوت از سلسله قبيله حِميَر بود كه بر سرزمين يمن سلطنت مى ‏كرد و خود را يوسف مى ‏ناميد، او يهودى بود، و افراد قبيله حِميَر و ساير مردم يمن را به اين آيين دعوت كرد، و همه از او پيروى كردند و سراسر كشور پهناور يمن پيرو آيين يهود شدند.

🌴ولى در قسمت مرزى بين حجاز و يمن منطقه وسيعى به نام نجران، داراى هفتاد دهكده، وجود داشت كه جزء كشور يمن بود، اما تبليغات مسيحيان به آن جا راه يافت، و مردم آن جا به آيين مسيحيت گرويدند.

🌴ذونواس كه يك طاغوت گردن فراز بود و اگر مى‏ توانست مى ‏خواست همه دنيا را تحت تسخير خود در آورد، تصميم داشت كه همه مردم يمن، پيرو همان آيين يهود باشند كه خود طرفدار آن بود.

🌴در اين شرايط، مردى مسافر از نجران به صنعاء آمد و يك راست به طرف قصر ذونواس حركت كرد، وقتى به قصر رسيد، به دربانان گفت: من از نجران به اينجا آمده ‏ام و حامل پيام مخصوص براى شاه هستم.

🌴وزير دربار گفت: ملاقات با اعلى‏ حضرت ممنوع است، ولى تو كه اين گونه اصرار دارى، صبر كن تا وقتي كه شاه از قصر خارج مى ‏شود، ترتيب ملاقات تو را با او خواهم داد.

🌴وزير دربار ماجرا را به ذونواس گزارش داد، سرانجام مرد مسافر به حضور او رسيد، ذونواس از او پرسيد: چه خبر؟

🌴مرد مسافر: من از نجران مى ‏آيم، در آن جا حادثه ناگوارى رخ داده كه اگر به طور جدى وسريع از آن جلوگيرى نشود، ترس آن است كه به ساير شهرهاى يمن سرايت كند، و سراسر يمن، بلكه جهان را بگيرد.

🌴ذونواس: آن چه حادثه ‏اى است؟!

🌴مرد مسافر: مدتى است دين تازه ‏اى به نام نصرانيت وارد نجران شده، بت ‏پرستان نجران آن را با آغوشى باز پذيرفته ‏اند، و گروه گروه به آن گرويده ‏اند، جمعى از يهوديان نيز آن را پذيرفته ‏اند، و آن جماعت از يهود كه بر يهوديت باقى مانده‏ اند، به انواع شكنجه‏ ها گرفتارند، هرگاه اعلی حضرت ذونواس به فرياد ما و مردم نجران نرسد، نجران از دست رفته است.

🌴ذونواس، پس از بررسى علل نفوذ مسيحيت به نجران، در حالى كه آتش خشم از درونش شعله مى‏ كشيد، تصميم گرفت مردم نجران را كه به مسيحيت گرويده ‏اند با سخت ‏ترين شكنجه ‏ها سركوب و نابود كند، تا به آيين يهود برگردند. به دنبال اين تصميم با لشگرى مجهز و انبوه به طرف نجران حركت كرد و شهر را محاصره كرد و به زودى بر آن مسلط شد. ذونواس در آغاز علما و بزرگان نجران را جمع نموده و با آن‏ها به مذاكره پرداخت، و به آن‏ها گفت: به ما چنين خبرى رسيده است. تا تيغ در ميان شما نينداخته ‏ام، به آيين يهود بازگرديد.

🌴علماء و بزرگان گفتند: آيين نصرانيت در اعماق دل و جان ما نفوذ كرده، به طورى كه محال است از آن دست برداريم.

🌴ذونواس وقتى كه سرسختى و استقامت آن‏ها را ديد، دستور داد خندق‏ها و گودال‏هاى بزرگى را حفر كنند، و درون آن‏ها را پر از هيزم نموده، و آتش‏ هاى شعله ور به وجود آوردند.


 

🌹داستان اصحاب اخدود🌹

قسمت دوم

👈كوره ‏هاى آدم سوزى طاغوت يمن‏

🌴فرمان ذونواس اجرا شد، مأموران جلاد او مسيحيان با ايمان را دستگير كرده و در كام آتش مى ‏افكندند، به طورى كه سرزمين نجران از همه مسيحيان تهى شد، و جز يهود كسى در آن جا باقى نماند.(اقتباس از قصص قرآن صدر بلاغى، ص ۲۸۹ – ۲۸۳، سيره ابن هشام، ج ۱، ص ۳۵ – ۳۷)

🌴در تفسير على بن ابراهيم نقل شده: ذونواس و مأمورانش، مسيحيان را مى ‏گرفتند و آن‏ها را بين پذيرش آيين يهود، و آتش، مخير مى ‏ساختند، ولى آن‏ها مقاومت كرده و آيين خود را رها نمى ‏نمودند، در نتيجه بعضى از آن‏ها را با شمشير، بعضى را با مُثلِه كردن (بريدن اعضاء) و بعضى را با آتش، كشتند و سوزاندند، به طورى كه بيست هزار نفر از آن‏ها به شهادت رسيدند.(تفسير نورالثقلين، ج ۵، ص ۵۴۴)

🌴خداوند در قرآن ماجراى قساوت و بى ‏رحمى يهود، و مقاومت مسيحيان مؤمن را پس از پنج سوگند چنين بيان كرده است:

🍃قتِلَ أَصْحَابُ الاُْخْدُودِ النَّارِ ذَاتِ الْوَقُودِ – إِذْ هُمْ عَلَيْهَا قُعُودٌ – وَ هُمْ عَلَى مَا يَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِينَ شُهُودٌ – وَ مَا نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلَّا أَن يُؤْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ🍃

✨مرگ و عذاب بر شكنجه‏ گران صاحب گودال (آتش) باد،گودال هايى پر از آتش شعله ‏ور، هنگامى كه در كنار آن نشسته بودند، و آنچه را نسبت به مؤمنان انجام مى ‏دادند (با خونسردى) تماشا مى ‏كردند، هيچ ايرادى بر آنان (مسيحيان مؤمن) نداشتند جز اينكه آن‏ها به خداوند عزيز و حميد، ايمان آورده بودند.(سوره بروج/آیات ۴ تا ۸)✨

🌴به اين ترتيب خداوند، مسيحيان با ايمان را كه در آيين خود (قبل از ظهور اسلام) ايستادگى كردند و كشته شدند و راه خدا را بر تسليم در برابر طاغوت يهود، ترجيح دادند ستوده، و دشمنان خونخوار آن‏ها را سرزنش نموده، و به عذاب دردناك دنيوى و اخروى، هشدار داده است. و اين درسِ تاريخى را به مسلمانان داده كه در برابر زورمندان بايستند، و ديكتاتورى دشمن، آن‏ها را مرعوب و تسليم نكند.

🌴قابل توجه اين كه بعضى مى‏ نويسند: يهوديان نخستين كسانى بودند كه كوره ‏هاى آدم ‏سوزى را بدعت نهادند، و سرانجام همين بدعت دامان آن‏ها را گرفت، و گروه زيادى از يهود در قرن حاضر، در ماجراى آلمان هيتلرى، در كوره‏ هاى آدم ‏سوزى به آتش كشيده شدند و به مكافات دنيوى اعمالشان رسيدند.

🌴درباره ماجراى اخدود،مطالب ديگرى در روايات آمده ولى معروف و مناسب‏تر همان بود كه در بالا ذكر گرديد.


 

🌹داستان اصحاب اخدود🌹
قسمت سوم وپایانی

👈متلاشى شدن سلطنت ذونُواس‏

🌴در گير و دار سوزاندن مسيحيان مؤمن، يك نفر از مسيحيان نجران به نام دَوس از منطقه گريخت و به سوى روم رفت، و ماجرا را به قيصر روم كه مسيحى بود گزارش داد، قيصر ضمن اظهار تاسف گفت: سرزمين من به يمن دور است، من نامه ‏اى را به پادشاه حبشه كه سرزمينش نزديك يمن است، مى ‏فرستم و از او مى ‏خواهم به شما در سركوبى دشمن كمك كند.

🌴او نامه ‏اى نوشت و همان مسافر مسيحى نامه را به حبشه رساند و نامه قيصر را به نجاشى پادشاه حبشه داد، نجاشى پس از خواندن نامه سخت ناراحت شد، و از خاموشى چراغ مسيحيت در نجران، افسوس خورد، و تصميم گرفت از ذونُواس انتقام بگيرد.

🌴لشگر انبوه و مجهزى را كه از هفتاد هزار نفر تشكيل مى ‏شد به فرماندهى ارياط و اَبرهه، به جنگ با سپاه ذونواس به سوى يمن فرستاد، لشگر حبشه وارد يمن شدند و به جنگ با سپاه ذونواس پرداختند. ذونواس با اسبش به طرف دريا گريخت و خود را به دريا افكند و هلاك شد.

🌴طولى نكشيد كه شكست سختى به لشگر ذونواس وارد شد، و كشور يمن به دست لشگر نجاشى فتح گرديد، در نتيجه كشور يمن به عنوان يكى از استان‏هاى حبشه در آمد، نجاشى ارياط را حاكم استان يمن كرد. به اين ترتيب ذونواس و لشگرش تار و مار شدند.(سيره ابن هشام، ج ۱، ص ۳۸ و ۳۹)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

© تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت نزد "مجمع النور قرآن کریم کاشان" می باشد.